بوشی­دو و سامورای

پیش‌ترها در همین وبلاگ کاوازو این نوشته با عنوان بوشيدو طريقت سامورايی از کتاب ترجمه شده دکترهاشم رجب‌زاده آورده‌بودم که با استقبال زیادی از طرف دوستان مواجه شد. هنوز هم بیشترین مراجعه به این وبلاگ در جستجوی کلمه سامورای(به قول آیت) و سامورایی(به قول همه!) است.

البته دکتر رجب‌زاده خیلی اهل اجتهاد در ترجمه هستند و شاخ وبرگ مسائل ترجمه شده از ژاپن و ژاپنی را زیاد کرده و با آمیخته‌گی ماهرانه‌ای با ادبیات فارسی تبدیل به کتاب می‌کنند. و البته‌تر! خب زحمات زیادی در بحث ژاپن و معرفی فرهنگ و ادبیات‌اش به ایران و فارسی‌زبانان کشیده‌اند.

سیدآیت حسینی عزیز(دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی دانشگاه تهران و کارشناس زبان و ادبیات ژاپنی) درباره این موضوع ترجمه و تألیف بسیار خواندنی انجام داده‌اند که این‌جا آمده:


بوشی­دو و سامورای

333

    بوشی­دو[1] به معنی آئين سلحشوران است و به باورها، اصول زندگی و مرام­نامه نانوشته جنگاوران سامورای گفته می­شود.

  اين آئين مبتنی بر خدمت به ارباب است و بی­­شباهت به شواليه­گری در اروپای قرون وسطی نيست.

بوشی­دو ريشه در اعماق غبارآلود تاريخ ژاپن دارد و در طی قرون متمادی جنگاوری و نظامی­گری در ژاپن به تدريج تکامل يافته است. در کوجی­کی[2]، کهن­ترين کتاب بازمانده به زبان ژاپنی، متنی هم به شرح زندگانی ياماتو تاکه­رو[3]، پسر امپراطور کِی­کو[4]اختصاص يافته است. اين متن از تاکه­رو تصوير يک جنگ­جوی آرمانی را به دست می­دهد که کاملاً جّدی و وفادار است، دشمنان پدر خود را "مانند هندوانه" تکه­تکه می­کند و بسيار سرسخت اما بااحساس است که اين ويژگی­ها در سوگواری او بر سرزمين­های از دست رفته و همسران درگذشته­اش و نيز تمايل­اش برای نبردِ يک­تنه با دشمن آشکار می­شود. مهم­ترين نکته اينکه، تصويری که کوجی­کی از او ترسيم می­کند نماد هم­آهنگی آرمانی بين شاعری و جنگاوری است که از ويژگی­های منحصر­به­فرد فرهنگ ژاپنی به شمار می­آيد.

  از ديگر آثار اوليه­ای که به مفهوم جنگاور آرمانی ژاپنی پرداخته­اند می­توان به شوکو نيهون­گی[5]، از کتب قديمی تاريخ ژاپن اشاره کرد که ظاهراً کلمه "بوشی" برای نخستين  بار در آن کتاب به کار رفته و به شاعر-جنگ­جوی فرهيخته دلالت می­کند.

  کلمه "سابورای" از فعل "سابورافو[6]" به معنی "در خدمت يا ملازم کسی بودن" نخستين بار در کوکين­شو[7]، اولين مجموعه شعر سلطنتی ژاپن آمده است. در قرن دوازدهم "سامورای"[8]  با "بوشی" هم­معنا شده بود و برای اشاره به طبقات متوسط و بالای سربازان به کار می­رفت.

بستر تاريخی

  از قرن دهم تا قرن شانزدهم ژاپن درگير جنگ­های خونين داخلی است و وسعت دامنه جنگ­ها منجر به رشد و گسترش فنون و راهبردهای نظامی وهنرهای رزمی می­گردد. بوشی­دو هم در همين سال­ها کامل­تر و غنی­تر می­شود. در سال 1185 جنگ­های طولانی ميان دو خاندان بزرگ ميناموتو[9] و تايرا[10]، سرانجام با پيروزی ميناموتو به پايان می­رسد و ميناموتو يوری­تومو[11]، بزرگ اين خاندان قدرت واقعی کشور را که تا آن زمان در دستان امپراتور بود به دست می­گيرد و خود را شوگون[12] به معنی ژنرال می­خواند و بدين ترتيب دوران موسوم به کاماکورا[13] در تاريخ ژاپن آغاز می­گردد. رسم حکومت شوگون­ها بر ژاپن تا نزديکی قرن بيستم و انقلاب می­جی[14] ادامه يافت.

  از سال 1333 تا سال 1573 را به علت اقامت شوگون­های اين عصر در منطقه موروماچی[15] دوران موروماچی می­نامند. در اين دوران ژاپن به ايالات مستقلی تقسيم شده بود که پيوسته با يکديگر درگير جنگ بودند. در نتيجه تقاضا برای به خدمت گرفتن سامورای در اين دوره همواره زياد بود. بسياری از سامورای­ها در اين دوران در فاصله بين جنگ­ها در مزارع به کار کشاورزی می­پرداختند. داستان اغلب فيلم­های سامورايی به ويژه فيلم­های کوروساوا[16] در اين دوران اتفاق می­افتد.

  از سال 1573 تا سال 1603 (دوران آزوچی-موموياما[17]) زندگی سامورای­ها دچار تحول می­شود. تويوتومی هيده­يوشی[18]، شوگونی که توانست ژاپن را دوباره پس از سال­ها زير يک پرچم متحد کند، سامورای­ها را مجبور می­کند از ميان کار در مزرعه و جنگاوری يکی را برای هميشه برگزينند. ونيز اجازه حمل سلاح را تنها به سامورای­ها اختصاص می­دهد. اين قوانين به شکل سنت تا پايان کار سامورای­ها جاری بود.

  فاصله بين سال­های 1603 تا 1868، دوران حکومت شوگون­های خاندان توکوگاوا[19] بر ژاپن است. در اين دوران امپراتور در کيوتو زندگی می­کند اما در عمل کشور را شوگون که در اِدو[20] (توکيوی امروزی) ساکن است اداره می­کند. کشور به مناطق کوچکی تقسيم شده که هر منطقه را حکم­رانِ برگزيده شوگون می­گرداند و هر حکم­ران تعداد زيادی سامورای در اختيار دارد که مأمور اجرای قوانين و برقراری نظم­اند. سامورای­ها وادار می­شوند در دژ­ها زندگی کنند و ماهيانه مقداری برنج به عنوان دست­مزد دريافت می­کنند.

  از سال  1868 امپراتور می­جی به حکومت می­رسد و دوران جديدی در تاريخ ژاپن آغاز می­گردد. در اين دورانِ پرکشمکش شوگون از قدرت خلع می­شود و امپراتور پس از قرن­ها دوباره بر مسند قدرت می­نشيند وتا بمباران اتمی هيروشيما رهبر واقعی کشور باقی می­ماند. در دوره می­جی روابط با کشورهای خارجی رونق می­گيرد و نهضت ترجمه در تمامی زمينه ها آغاز می­شود. در چنين دورانی وجود سامورای­ها خطری برای امنيت کشور و مانعی بر سر راه پيشرفت ملت تشخيص داده می­شود و دولت به مبارزه با آنان برمی­خيزد. مبارزه­ای خونين برای هر دو طرف که سال­ها به طول می­انجامد. سرانجام دولت ابتدا حمل سلاح و بعدها تراشيدن موی سر به شيوه سامورای­ها را ممنوع می­کند و بدين ترتيب سامورای­ها نيز به مرور به کارهای ديگری روی می­آورند.

  بوشيدو يا آئين سلحشوری هرچند با از بين رفتن سامورای­ها از رونق افتاد اما هرگز فراموش نشده­است. امروز در سراسر جهان کسانی که هنرهای رزمی ژاپن را می­آموزند اصول بوشيدو را به عنوان اخلاق ورزشی ياد می­گيرند.

سپّوکو

  سامورای­ها چنانچه در جنگ مغلوب می­شدند و به دست دشمن می­افتادند يا به هر طريق شرافت­شان لکه­دار می­شد اجازه داشتند با انجام سپّوکو[21] يا هاراکيری [22] به زندگی خود پايان دهند. سپوکو خودکشی با خنجر بود بدين ترتيب که سامورای با دريدن شکم خود به زندگی­اش پايان می­داد و با اين کار از ننگ و بدنامی رهايی می­يافت. مشاهير بسياری در تاريخ ژاپن با انجام سپّوکو به حيات خويش پايان داده­اند.

فضيلت­های بوشی­دو

  بوشی­دو را متشکل از هفت فضيلت می­دانند که هر جنگاوری بايد در کسب و به نمايش گذاشتن آن­ها بکوشد. هفت فضيلت بوشی­دو، آن­گونه که آنها را به جنگاوران می­آموختند از اين قراراند:

1-                   GI : درستکاری. با تمام مردم به واقع درستکار باش. به عدالت ايمان داشته باش و در طلب آن باش اما نه از سوی ديگران بلکه از جانب خودت. برای سلحشور حقيقی در مسأله عدالت و حقيقت هيچ حالت بينابينی وجود ندارد. همه چيز يا درست است يا غلط.

2-                   REI : احترام. سلحشوران هرگز به کسی ظلم يا بی­احترامی نمی­کنند و نيازی به اثبات قدرتشان ندارند. سلحشور حقيقی حتی در برابر دشمنانش نيز فروتن است. بدون نشان دادن ادب و احترام ما چيزی بيش از جانوران نيستيم.

3-                  YU: شجاعت. در ميان انبوه مردمی که جرأت انجام کاری ندارند به پا خيز. سر فروکشيدن مانند لاکپشت زندگی نيست. سلحشوری را شجاعت پهلوانانه لازم است. دنيای سلحشوری دنيای خطير و مهلکی است. شجاعت پهلوانانه کورکورانه نيست بلکه هشيارانه و قدرتمندانه است.

4-                  名誉MEIYOU  : عزت نفس. سلحشور حقيقی تنها يک قاضی برای غرور و عزت نفسش دارد و آن خود اوست. تصميماتی که می­گيري و چگونگی اجرای آنها بازتاب "خود" واقعی توست. هرگز نمی­توان از ديدگان خود پنهان شد.

5-                  JIN

/ 2 نظر / 27 بازدید
...

سلام:من چقدر سامورایی بودم شما نميدونستين... خودم هم ايضن... برم يه شمشير بخرم با يه دونه از ای لباسها که اسمشو نميدونم... ولی از شوخی گذشته مطلب جالبی بود استاد...

دهقانی

من معلم تاریخ هستم.فرهنگ لغات زیادی رادیدم.نوشته ی شمادرباره ی کلمه"شوگون"مختصروبسیارمفیدبود.متشکرم