دختر پاريسي، گيسوان به باد سپرده/ده هایکوی سه‌زبانه(۲)

اين هايکوها را هم  از مجله HAIKU INTERNATIONAL  سال 1998 شماره­های32و33 انتخاب و ترجمه کرده­ام.

آیت 

ده هایکوی سه زبانه 2

I.

石綿久子

パリッ娘の

髪靡かせて

秋の川

ISHIWATA   Hisako

A girl in Paris

Letting her long hair float out

River in autumn

دخترک پاريسی

گيسوان به باد سپرده

رودخانه پائيزی

---------------------------------------------------

 

II.

神田とみ子

「間違へたのね」

寒ざくらへ

語りかく

KANDA   Tomiko

“You’ve made a mistake”

What I say speaking to

Winter Cherry tree

"راه گم کرده­ای نه؟"

به شکوفه زمستانی می­گويم

---------------------------------------------------

 

III.

吉原一暁

逝きて欠け

老いては欠け

初句会

YOSHIHARA   Ichigyou

Someone died, absent

Other one, too old to come

New year’s Haiku meeting

يکی درگذشته

ديگری پير است و نيامده

جلسه هايکو­خوانی امسال

---------------------------------------------------

 

 

IV.

佐土井智津子

手袋の

色からまりし

握手かな

SADOI   Chizuko

Colors of the gloves

Get tangled with each other

We are shaking hands

در هم می­روند

رنگ­های دستکش­ها

دست دادن

---------------------------------------------------

 

V.

上原美久江

熱燗や

語る人生

様々に

UEHARA   Mikue

The heated Saké

We talk about the lives

That are not like ours

ساکه گرم

از زندگی­های گوناگون

حکايت می­کنيم

---------------------------------------------------

 

VI.

カベリア ウイリー 

杖と足

音させた老人

霧に消え

CUVELIER   Willy

Old man on his way

The raps of stick and feet

Die in the mist

پاها و عصا

پيرمرد پرسروصدا

گم می­شود در مه

---------------------------------------------------

 

 

VII.

越智泰子

大掃除

見失いし物

見つかりぬ

OCHI   Yasukos

Year end house cleaning

Appeared

Important lost thing

خانه­تکانی

وسايل گم­شده

پيدا می­شوند

---------------------------------------------------

 

VIII.

宇咲冬男

冬の雪

峰を離れて

動かざる

USAKI   Fuyuo

A cloud of winter

Left the peak of a mountain

And it does not move

ابر زمستانی

از قله جدا شده

بی­حرکت

---------------------------------------------------

 

IX.

荒井浪速

人声と

思ひしが蟇の

妻を呼び

ARAI   Naniwa

I hear someone talking

But a bullfrog

Calling his wife

پنداشتم

صدای کسی است، امّا

وزغی جفتش را می­خواند

/ 4 نظر / 21 بازدید
نجمه

آدميزاد اون چيزايی که هيچی ازش نمی فهمه واسش بيشتر جذابه مثل اين بست شما واسه من

سلام...ترجمه ها وهایکوهای زیبایی بوداز"راه گم کرده­ای نه؟"خوشم اومد اما فکرکنم مخاطب درخت گيلاس باشه وحيف که گيلاس حذف شده.

گيسوان به باد سپرده هم عبارت زیبایی بود. اما در هایکوی مه وپیرمرد فکرکنم صدای عصا و پاست که درمه گم میشود اما پست متنوعی بود....خوشحالم کاوازو فعال شده وهر بار چیزتازه ای داره

آيت

بدون نام عزيز همونطور که گفتی مخاطب راه گم کرده ای شکوفه گيلاس زمستانی است اما من فکر کردم حضور کلمه گيلاس توی متن فارسی از زيبايی شعر کم میکنه يا دست کم چيزی به اون اضافه نمیکنه. ژاپنی باشنيدن گيلاس به ياد شکوفه های صورتی رنگ گيلاس و اول بهار و کوتاهی عمر می افته ولی برای ما گيلاس بيشتر يه ميوه خوشمزه است. ما هم توی فرهنگ خودمون نشانه های خودمونو داريم. برای ما مگه شکوفه گيلاس و زردآلو و هلو چقدر با هم فرق دارن؟ اونطور که هرکدوم معنی خودشو توی ژاپن داره؟ البته وظيفه مترجم قطعاً انتقال اين عناصر فرهنگی هست ولی به نظر من وقتی سوژه ترجمه شعر باشه حفظ زيبايی اوليت پيدا میکنه. مترجم انگليسی طوری ترجمه کرده که مخاطب اون سؤال درخت شده. اون برای انگليسی زبانها ترجمه کرده و ترجمه خوب و شاعرانه ای هم از آب دراومده. در باره مورد دوم هم توی متن ژاپنی فاعل فعل گم شدن بدون شک خود پيرمرده. باز مترجم انگليسی به ذوق خودش یه کم دست برده توی شعر. ولی به نظر من گم شدن خود پيرمرد توی مه خيلی محسوس تر و سريع تر از گم شدن صدای پا و عصاشه. به هر حال از توجه شما بی اندازه ممنونم.