پانزده هایکوی زمستانی!

Pigeon in Snow of Spring

 

1

متروک است
آسیاب زیر برف
امسال ِ بی گندم!


2

باد ِ سرد
اجتماع کلاغ ها
عصر ِ دی ماه!


3

سرمای ِ نادلپذیر
برفی فرو می افتد
در یقه رهگذر!


4

سیگارهای محو
در دست کافه نشینان
شیشه های بخار گرفته!


5

سیگارها را جا به جا می کند
پیرمرد سیگارفروش
صبح زمستانی!

 

Snowy Shadows

6

دلتنگی اش را
به کاغذ می رود
خیره به برف ِ تازه!


7

کاش لباس بیشتری می پوشید
با خود گفت دخترک
در برف!


8

خون تازه بر برف
خرگوشی شاید
طعمه گرگی شده!


9

رونق ندارد
لبوی داغ
برف و باد!


10

خانواده شاد
به دنبال انگشتر پدر
پس از برف بازی!


11

کز کرده اند کبوتران
پس از برف
روی بام سفالی!


12

کوچه ای خلوت
کلمات ِ عاشقانه
لا به لای بخار!


13

 شال گردن را سفت می کند
کودک بازیگوش
مادربزرگ نگران!

Niala

14


دستش را ها می کند
از شدت سرمای آب
مستراح در ته حیاط!


15


هیاهوی گنجشک ها
برای گندم های مادربزرگ
در ایوان ِ برف گرفته!

 

عکسها از خودم

/ 6 نظر / 10 بازدید
شهروز

در عجبم چرا مستراح را جلوی حیاط نمیگذاشتند تا یخ نبندد دست؟ [سوال]

اول شخص مفرد

عالی عالی عالی نخ سوزن چند تا شمارش که معذورم بگم [نیشخند] هیچ می دونین کم پیدایین اخیرانا؟؟؟

ف.ک

هايكوهاتون به غايت زيباست فقط حيف دير آپ مي كنيد[گل]

اب

سیگارها را جا به جا می کند پیرمرد سیگارفروش صبح زمستانی!

لی لی

باید بگم بی نظیر بودند بخصوص هایکوی شماره 6 و 10 عکسهام زیبا و پرتاملن... من هم عکاسی می کنم... موفق باشید